همه چیز درباره آلکاتراز

جی جی آبرامز خالق لاست

کیفیت اثر: اساس و بنیان داستان: سریال آلکاتراز زیربنای بسیار مستحکمی دارد که به شکل بسیار جالبی در قسمت پیلوت به آن پرداخته می شود. همه ی ساکنین جزیره (زندان آلکاتراز) بدون هیچ توضیحی چند دهه پیش ناپدید شده اند. اما حالا یکی یکی، زندانیان باز می گردند، آن هم بدون اینکه ذره ای پیر شده باشند. این ایده بسیار ساده است اما ایده ی اصلی داستان خواهد بود که توسط آن هر هفته تبهکار ی جدید را مانند یک رویه معرفی می کند و نیز در کنار آن به توسعه ی تم اصلی داستان و افسانه آن (سفر زمان و ...) می پردازد زندانی: جفری پیس در نقش اولین تبهکار آلکاتراز "جک سیلوین" تبهکاری که 50 سال پیش ناپدید شده و حال که پدیدار شده است ذره ای پیر نشده است ظاهر می شود و در جلب نظر مخاطب موفق عمل می کند. با گذشت زمان جرم سابقش از بین رفته است و در دنیای جدید مشکلاتی که سابقا از آنها رنج می برد ناپدید شده اند. و این ایده به ظاهر (آنچه در پیلوت نمایان است) تم اصلی قسمتهای بعدی آلکاتراز خواهد بود. اگر چه احتمالا این مسئله مسیر اصلی آلکاتراز نخواهد بود چرا که اگر هر هفته اوضاع بر همین منوال باشد هیجانی در کار نخواهد بود. حتما قسمت اول لاست را به خاطر دارید: یک اتفاق باور پذیر (سقوط یک هواپیما) اما موضوع آنقدر جذاب بود که همه ما با قسمت اول جذب لاست شدیم که ظاهرا این حس در قسمت اول آلکاتراز وجود ندارد. ما دوست داریم قهرمانان داستانهایمان هر قسمت با واقعیتی کثیف و عجیب! روبرو شود و ما را شگفت زده کند. جورج گارسیا: دانشمند و جاسوس: جورج گارسیا در قسمت اول آلکاتراز بسیار سر حال به نظر می رسد و طنز و مزاح های دوست داشتنی خودش را از لاست با خودش دارد. خوب، بنابراین شخصیت او – دکتر دیگو سوتو – اساسا همان هرلی سریال لاست است در لباس آزمایشگاه، اما لازم به ذکر است که گارسیا حضور کاریزماتیکی خواهد داشت. حضور سم نیل نیز در نقش محدود امرسون هاوسر – مامور مرموز دولتی – هم به نوعی جالب است. او کار زیادی در قسمت پیلوت ندارد اما آنچه نمایان است در آینده از این کاراکتر بیشتر خواهیم شنید و ظاهرا نقش مهمی در سریال خواهد داشت، به علاوه سم نیل در این قسمت با سر به صورت کسی می کوبد که اگر این کار شما را به وجد نمی آورد نمی دانیم چه چیز دیگری می تواند شما را هیجانزده کند! شخصیت منفی: به نظر می رسد بزرگترین هدف قسمت آغازین نشان دادن رئیس زندان آلکاتراز ای. بی تیلر به عنوان شخصیت بد اصلی داستان است. یک رئیس زندان ظالم (مانند تمام فیلمهایی که در زندان می گذرد و قابل پیش بینی هستند) که حتی از خود مجرمین زندان نیز بدتر به نظر می رسد. به هر حال، اگر موضوع این باشد، این شخصیت به اندازه کافی بدجنس و بد ذات نیست. و این اشکال از بازیگر این نقش – جیسون باتلر هارنر - نیست. چرا که او معرکه است و عالی بازی می کند. این اشکال ایرادی است که به فیلمنامه وارد است. تیلر شخصیت بدجنس جدیدی نیست. چیز جدیدی هم نشان نمی دهد. او یقینا ادامه ی همان شخصیت کاپیتان هادلی (کلنسی براون) در رستگاری شاو شنگ است که هنوز هم ارباب زندانبانان بدجنس فیلمهای تاریخ جهان است!. جانی کوین: قهرمان داستان – متاسفانه، از سه نقش محوری سریال - سارا جونز در نقش ربکا مدسن از همه ضعیف تر به نظر می رسد. احتمالا بازیگر پسران آنارشی" با نقش فلت و بی فراز و نشیبی دست و پنجه نرم خواهد کرد. برای ترسیم شباهتهای ربکا مدسن با ستاره ی فرینج، فراموش نکنیم که بینندگان سریال فرینج در ابتدا چه نظراتی درباره آنا تورف داشتند، اما با توجه به هوش بسیار بالای کاراکتر اولیویا دانم و صد هزار البته کورتکسیفان می شد حدس زد که آبنده فرینج درخشان خواهد بود و اولیویا دانم پیشرفت خواهد کرد. امیدواریم که این قضیه درباره جونز هم درست باشد و مدسن هم از شخصیت سرد و بی روح خود در قسمت پیلوت بیرون بیاید. با در نظر گرفتن این مسائل منتقدین زیادی نظرات متقاوتی درباره آلکاتراز ابراز نموده اند وو برخی برای آن شانسی قائل نبوده اند. بسیاری آن را قابل حدس و قابل پیش بینی ارزیابی کرده اند.